تبليغاتX
سیاهپوش


سیاهپوش

 

 

دل گیرم از این شهر سرد

این کوچهای بی عبور

وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور

آخر یه شب این گریها

سوی چشامو می بره.........

عطره تره از پیرهنی٬که جا گذاشتی می پره

باید تورو پیدا کنم.........

باید تورو پیدا کنم..........

هر روز تنها تر نشی.

 

+نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت22:41توسط ali | |

نیستی دارم میپوسم

نیستی دارم دق میکنم

پیرهنه یادگاریتو هر شب دارم بو میکنم...................

....................چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.................اخه چرا؟

 

+نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت14:18توسط ali | |

بد دردیه اینکه یکیو از عمق وجودت از اون ته تهاش بخوای

اما نتونی واسه خودت داشته باشیش

بد دردیه شبهارو با یاده کسی بخوابی که همیشه

پیشت بوده.

اما صبحش چشاتو وا کنیو ببینی که نیستش

بد دردیه نبودنه سنگه صبورت

نبودنه کسی که تمام زندگیته

ولی بدترین درد اینه که نفستو زندگیتو

سر هیچو پوچ از دست بدی.

خدایی خیلی سخته با خاطراتش زندگی کردن......

بد دردیه تحمل دوریت برام .بدون که همیشه یادتم

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت23:35توسط ali | |

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست


بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

 بلکه گذاشتن سدی در برابر رودیست که از چشمانت جاری است.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

 بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

 بلکه نداشتن یک همراه واقعیست که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

 بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

 بلکه یخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست.

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت13:36توسط ali | |

 

به امید روزی که همه عاشقا به وصال معشوقشون برسن

واسه منم دعا کنید.

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت13:28توسط ali | |

دلم برات تنگ شده.....اما من...من میتونم این دوری رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نمیكنم ...... میدونی چرا؟؟ آخه... جای نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام كنم....رد احساست روی دلم جا مونده ... میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم...........چشمای بیقرارت هنوزم دارن باهام حرف میزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نیستی؟؟چطور بگم با من نیستی؟؟آره!خودت میدونی....میدونی كه همیشه با منی....میدونی كه تو،توی لحظه لحظه های من جاری هستی....آخه...تو،توی قلب منی...آره!تو قلب من....برای همینه كه همیشه با منی...برای همینه كه حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی...برای همینه كه میتونم دوریت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه...هر وقت حس میكنم دیگه طاقت ندارم....دیگه نمیتونم تحمل كنم...دستامو میذارم رو صورتم و یه نفس عمیق میكشم....دستامو كه بو میكنم مست میشم...مست از عطر ت. صدای مهربونت رو میشنوم ...و آخر همهء اینها...به یه چیز میرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه...اونوقت تو رو نزدیكتر از همیشه حس میكنم....اونوقت دیگه تنها نیستم
حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوسش دارم.. به این تنهایی دل بستم...حالا میدونم كه این تنهایی خالی نیست...پر از یاد عشقه.. پر از اشكهای گرم عاشقونه ...

 

+نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت22:45توسط ali | |

عادت نکن به فراموشی:

به ساده گذشتن.

عادت نکن به نور

به دل بریدن،رفتن،رفتن

عادت نکن به عشق.

عادت نکن به من!!!!

 

+نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت20:22توسط ali | |

 

عشق مانند هواست

همه جا موجود است

تو نفس هایت راقدری جانانه بکش

+نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت20:0توسط ali | |

با من سخن بگو،ای هم صدای دل

                                 با من که عاشقم تا منتهای دل

با من بگو تو  از ،معنای زندگی

                                از هر ترانه زیبای زندگی

با من بگو که عشق رمز سرودن است

                                معنای زندگی است،مفهوم بودن است.   

+نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت19:44توسط ali | |

برای گرسنگان ،عشق ،سفره ای رنگین است

برای دل خستگان ،درختی پربار با سایه های خنک

وبرای تشنگان رودخانی ای ،خروشان

ایا جای شگفتی نیست که بسیا ری ازما سالیان سال است

که گرسنه و تشنه به دنبال عشق می گردیم تا سیرابمان کند؟!

ایا جای تعجب نیست که اغلب اوقات علی رغم دویدن های بسیار بعضی ها همواره دست خالی مانده اند ؟!

ایا هرگز دلیل این بی نصیبی ها رااز خود پرسیده ایم.

درهر لحظه و درهر قلبی صدای خروشان رودخانه عشق به گوش میرسد نیازی نیست که به خاطر ان سالهای سال وقت صرف کرد یا جای بروی!

تنها کاری که باید بکنی،چیزی جز خم شدن نیست

رودخانه در کنار شماست ،در زیر پاهایتان !

حتی شما دروسط ان ایستاده اید !

ودر اخر، زندگی مانند مبارزه است با ان مواجه شوید ،ان را تجربه کنید

زندگی رویاست ،ان را درک کنید

زندگی بازی و مسابقه است ان را بازی کنید

زندگی عشق است از ان لذت ببرید .....

 

+نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت11:23توسط ali | |